الملا فتح الله الكاشاني

76

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

الكبرى يعنى آن حضرت در آن شب ديد چيزى را از آيات پروردگار خود كه بزرگترين آياتاند يا آنكه من زايده باشد نه تبعيض و تبيين و آيات مفعول راى يعنى پيغمبر مشاهده فرمود آيتهاى پروردگار خود را كه بزرگترين آياتند چون ديدن جبرئيل با ششصد پر هر يكى از مشرق تا به مغرب و رفرف اخضر كه از رفارف جنت است و از غايت عظمت سد افق نموده و ديدن عرش عظيم و كرسى و ساير عجايب ملائكه و ملكوتيه بر تفصيلى كه در سورهء بنى اسرائيل مذكور گشت و بعد از ذكر آيات عظيمه داله بر كمال قدرت و علم توبيخ كفار مينمايد بر ترك عبادت خالق جميع مكونات و پرستيدن لات و منات كه از جماداتند و ميگويد كه * ( أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى ) * آيا پس نميبينيد اى كفار قريش لات و عزى را * ( وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى ) * و منات را كه بت سومين است كه يكى ديگر از اصنام است ذكر اين دو صفت از براى مناة بجهة تاكيد است كقوله يطير بجناحيه و ميتواند بود كه اخرى مشتق باشد از تاخر در رتبت يعنى مناتى كه در نزد ايشان وضيعتر و واپستر از لات و عزاست چه ايشان رعايت حرمت لات و عزى را از منات بيشتر ميكردند يا مناتى كه و ضيعة المقدار و الحجم است نسبت به آن دو بت ديگر و بدانكه لات بتى بوده مر ثقيف را در طايف يا قريش را در نخله و آن فعله ايست مشتق از لوى بمعنى عكف يعنى بتى كه كفار طايف يا قريش نزد آن مستقيم شده بودند براى عبادت آن يا از التوى يلتوى بمعنى طاف يعنى بتى كه مشركان طواف آن ميكردند به قصد پرستش آن و اينكه بعضى لات بتشديد تا خوانده‌اند زعم ايشان آنست كه آن اسم مردى بود كه نزد خانهء كعبه سمن را با زينت ملتوت ميساخت و بحاج اطعام مينمود و از مجاهد مرويست كه آن شخصى بود در طايف كه سويق را با آب تر ميكرد و بمردمان ميداد و باى حال چون بمرد كفار آن را وثن خود ساختند و بر بالاى قير او مقيم شدند و بعبادت او مشغول شدند و عزى درختى بود كه غطفان آن را ميپرستيدند و آن تانيث اعز است يعنى عزيزتر و شريفتر و در زمانى كه اسلام قوت گرفت حضرت رسالت خالد بن وليد را امر كرد تا آن را بشكند چون بشكست از ميان آن شيطانه بيرون آمده كه موى خود را پراكنده كرده بود و بر رو فرو گذاشته و دست خود را بر سر خود نهاده و مردمان را بعبادت آن درخت ميخواند خالد شمشيرى بر او زد و او را هلاك ساخت و اين بيت انشا كرد شعر يا عز كفر انك لا سبحانك انى رايت اللَّه قد اهانك بعد از آن برگشت و رسول را از اين اخبار كرد آن حضرت فرمود تلك العزى و لن يعبد ابدا عزى اين شيطانه بود و بعد از اين هرگز معبود كسى نشود و در اخبار آمده كه عزى صنمى بود مر غطفان را كه سعد بن حاتم از براى قوم خود وضع كرده بود و سبب آن بود كه او به مكه آمد و قريش